در ماتم دخت نبی...

اي تمام تار و پود مرتضي
اي همه بود و نبود مرتضي
اي تمامي وجود مرتضي
خانه را خالي ز خوشحالي مكن
يار من ؛ پشت مرا خالي مكن
اي تمام عشق اي خونين جگر
يا بمان يا كه مرا با خود ببر
اي تمام عشق ؛ بانوي علي
لرزه افتاده به زانوي علي
ميروي اي بحر عصمت را عروس
جاي من لبهاي محسن را ببوس

اي به دردم چشم بيمارت طبيب
مانده ام مضطر بخوان امن يجيب
از سخن افتاده اي با من ولي
چشم بگشا من علي هستم ؛ علي!
ماندنت چون شمع آبم ميكند
رفتنت خانه خرابم ميكند
اي مسيحاي علي اعجاز كن
مشكل مشكل گشا را باز كن
اي كتاب عشق من بسته مشو
مثل ِ مردم؛ از علي خسته مشو

فاطمه چشمان خود را باز كرد
با زبان دل سخن آغاز كرد :

اي هميشه همنشين فاطمه
اي اميرالمومنين فاطمه
اي كه بر هر دو سرا هستي امير
جان زهرايت سرت بالا بگير
اين دل غمديده را هم زنده كن
جان من يكبار ديگر خنده كن
آنكه بايد دل غمين باشد منم
آنكه بايد اينچنين باشد منم
خواستم ياري كنم اما نشد
ريسمان از دستهايت وا نشد
من آن شاخ گل افسرده بودم
كه در نشكفتگي پژمرده بودم
ز سوز سينه ات ميسوزم ؛ اي كاش
كه در پشت همان در مرده بودم
مغيره گر نبود در آن كشاكش
علي را من به خانه برده بودم
مدينه محشر كبري به پا بود
رسن بر گردن شيرخدا بود
دو صد گلچين و يك گل ؛ من چه گويم !
گل حيدر به زير دست و پا بود

* * * *

پدر ! زخم  زبان بسيار خوردم
كتك از خصم بدكردار خوردم
ميان كوچه هاي شهر؛ سيلي
هم از دشمن هم از ديوار خوردم
پدر! زهراي تو حاجت روا شد
ببين مزد رسالت چون ادا شد
ببين پهلو و دست و سينه ي من
بلاگردان جان مرتضي شد

-------------------------------------------

و تنها چند کلام با گل نرگسش با او که جمعه هايمان را به اميد آمدنش سر می‌کنيم :

ای يوسف زهرا ! می دانم در ماتم مادرت سر بر ديوار غربت نهاده ای و دل غمين و نالان به تسلای دل اميرالمومنين نشسته‌ای ... ما نيز تنهاييم و دلخسته.... دلهايمان مانند مزار مادرت غريب است و گمگشته ... درياب دلهايمان را و در آغوشش گير همچون مزارش.... مگذار که غم بر دلهای خسته و زار و ناتوانمان سايه بيفکند

ای که يک گوشه ی چشمت غم عالم بـِـبَرد

حيف باشد که تو باشی و مرا غم  بـِـبَرد

.... آری ای عزيز ... ما فراموشت کرديم در حاليکه تو ما را فراموش نمی کنی.. ما تو را از دعا جا گذاشته ايم در حاليکه ما در تمامی دعاهای روزانه ات جای داريم ... می‌دانم... به يقين می‌دانم هر دعايم که مستجاب ميشود ؛ آمين تو را پشت سر داشته است ... پس دعايم کن ... که سخت محتاج دعايت هستم يا ابا صالح المهدی 

شهادت صديقه ی طاهره ؛فاطمه زهرا بر همگان تسليت باد

----------------------------------------

ياران هميشه همراه  ... دو تا دوست خوب به جمعمون اضافه شدن که می خوام همه تون بريد و بهشون سر بزنيد و يار و همراهشون باشيد ...

 برنا و علی ( وبـلاگ تبـسم ۷)

 

/ 32 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیدرضا

سرمايه ی محبت زهراست دين من .. من دين خويش را به دو دنيا نمی دهم .. گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا .. يک ذره از محبت زهرا نمی دهم .. !!

حمیدرضا

بسم الله .. عرض ادب و احترام و به همراهش سلام دارم خدمت شما دوست گرامی .. اولا ايام شهادت دخت مکرم اسلام ؛ حضرت فاطمه الزهرا (س) را خدمت شما تسليت عرض می نمايم .. بار اولی هست که به کلبه ی آسمانی يتان قدم می گذارم که اون هم به طور اتفاق از روزنامه ی ايران بود که مطالعه می کردم .. به هر حال از آشنايی شما بزرگ گوار بسيار خرسندم .. و آرزوی روز افزون براتون از خدای منان خواستارم .. آسمانی باشید و آسمانی بدرخشید .. توفيق از او توکل به او .. ياعلی .

بي دل

سلام... روز خوبيه با سلام بر اهالی آسمونی اين ديار شروع ميشه...ميگم خوبه نت تنها نمی مونه داريم شيفتی کار می کنيم... يکی شب مياد و يکی سحر و ديگری صبح...

بي دل

اللهم انی استودعک نفسی و روحی و مالی و اولادی و جميع ما انعمت علی فی الدنيا و الاخره....آمين

بي دل

اگر از غوغاي عالم و اشتغالات ِ زندگي دمي فارغ شويم درختان را به هزار زبان سخنگو مي يابيم در جويبارها كتاب مي خوانيم و سنگ ِ موعظه مي شنويم و گوهر ِ نيكي را در هر چيز مي بينيم.

بي دل

The greatest miracle in the world is that you are. That I am. To Be is the greatest miracle And meditation opens the doors of this great miracle.

برناوعلی

سلام خوبی : خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریای خود نداری من همچو توی دارم و تو همچو خودی ندارری دوستدار شما:علی

maede

منهمين الان از روزنامه ايران با وبلاگتون اشنا شدم و اومدم که ببينمش به همون زيباييه و حتی بيشتر .

مروارید عرفان

سلام دوست خوبم / خوشحال از حضور گرمت منهم سالروز شهادت بزرگ بانوی اسلام دخت گرامی پيامبر را تسليت ميگويم . موفق وشاد باشی

نهال

سلام....خوبين؟عمه جونم دلم حسابي تنگوليده....خيلي وقته با هم صحبت نكرديم....بهتون زنگ ميزنم....نوشته تون هم ماه بود....دوست دارم