فقط به عشق تو ....

سلام . گفتی بيام آپديت کنم اما اينو خوب ميدونی که چيزی بلد نيستم . فقط و فقط به خاطر گل روی خودت اومدم اينجا تا اگه چند خطی هم می‌خوام بنويسم ؛ فقط و فقط به خاطر خودت باشه . پس پريشان گوييهام رو ببخش نازنين همدم.

 

وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ريختی؛‌دلم زنده شد .

وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی؛ زلزله‌ی شديدی رو توی دلم حس کردم .

وقتی اومدی؛ تموم تنهاييهام رو با خودت بردی.

از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی..... برای هميشه

پس ای نازنين ! ‌ای تنها مونس ! ای عشق :

بمون تا بتونم بمونم .

چرا که اين دل بی حضورت ؛‌ ميهمان غم و تنهاييست . بی حضور تو ؛ نيمی از وجودم فلج می‌شود . بی حضور تو اين سينه تنگ می‌شود . بی حضور تو حتی تصور پرواز هم برايم محال است چرا که تو تنها بال پرواز منی .... پرواز منی که مدتهاست احساس سنگينی می‌کنم اما تو با همان صبوری و مهربانی هميشگی ات دستم را گرفته ای و دل به دلم سپرده ای و کنارم مانده ای .

ای عاشق واقعی ! ای دوست ! ای يار و مونس هميشگی!

در اين راه غير از دل و غير از عشق چيز ديگری ندارم که تقديمت کنم . آن را هم که مدتهاست بی هيچ سخنی ؛ در طبق اخلاص پيشکشت نمودم . تنها از آن يگانه ی مطلق می‌خواهم که تو را برای من و دلم و تنهاييهايم هميشه شاد و سلامت و تندرست حفظ نمايد ............ می‌ستايمت و عاشقانه می‌پرستمت ... تا هميشه

 

/ 38 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mosafere tanha

چه کوتاه است شبهای وصال دلبران يارب/ خدا از عمر ما بر عمر اين شبها بيفزايد (يوسف قزوينی) عشقتون جاويد

بي دل

سلام محمد جان... کجايی پسر؟؟؟؟؟هزار وعده ی خوبان يکی وفا نکند...جواب سلام رو که بده با مرام...تو که وضعيت ماری رو بهتر از هرکسی می دونی... چی ميشه گاهی وقت ها يه سری به خونه ی خودت بزنی... عجب روزگاری شده! از همه چيز و همه کس دل آدم می گيره...فکر کنم غارها هم قبولمون نکنند....

hichkas

خداوند به خاطر اينکه موسيقی وبلاگتون اون رو فرياد ميکنه دوست داره .با اجازه از محضر پاک و قدسی اش به ماری /محمد از او سلام.

بي دل

يارب آن آهوي مشگين به ختن باز رسان / وان سهي سرو خرامان به چمن باز رسان/ دل آزرده ي ما را به نسيمي بنواز / يعني آن جان زتن رفته به تن باز رسان/ ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند/ يار مه روي مرا نيز به من بازرسان/ سخن اين است كه ما بي تو نخواهيم حيات/ بشنو اي پيك ، خبر گير و سخن بازرسان/ ديده ها در طلب لعل يماني خون شد/ يا رب آن كوكب رخشان به يمن بازرسان/ برو اي طاير ميمون همايون آثار/ پيش عنقا، سخن زاغ و زغن بازرسان / آن كه بودي وطنش ديده ي حافظ يارب/ به مرادش زغريبي به وطن بازرسان/

mehrdad

((شتاب گريه)) وقتي گريه ميکنم / باد آنقدر شتاب زده اشکهايم را مي برد / که نمي تواني اشکهايم را بخواني / براي همين است که / في البداهه هايم را در باد مي سرايم / به بال پرنده مي سپارمش / تا آواز غمگينم را در پروازهاي آبي اش / به آسمان ببرد / مرثيه هاي من / مال زمين نيست / مال تو نيست / مال خودم نيز نيست / مي سرايم اما نه حتي براي دلم / که دلم را در گورستان آرزوها دفنش کرده ام / مدتهاست که دلم مرده است / آنروز که جنازه دلم را مردم بر تابوت حمل ميکردند / تو نبودي اي مهربان / نديدي اي مهربان / می ۲۰۰۵ ...///

mehrdad

ترا چه ميشود ..که حال زارم نمی پرسی ..// شهر خاموش و من خاموش و دلم خاموش ...ديگر خبر از نميه گمشده من نمیگيری ...///

bidel

شاخه اي شكست ، اما بلافاصله روي زمين نيفتاد . شاخه هاي ديگر آن را چند ساعتي نكه داشتند و از آن پرستاري كردند . امروز صبح ، نسيم با درخت دوستانه گفتگو مي كرد . شاخه هاي درخت به آرامي تكان مي خوردند . درست مثل وقتي كه آدمي در پاسخ به يك واقعيت سر تكان مي دهد ، آري ، آري ، آري ! ....... دنيا با چشم هاي ما متولد ميشود و آن چه به چشم مي آيد و آن را كه نگاه مي كند ، به يكباره با هم پديدار ميشوند

هستی

باران که شروع به باريدن کرد به ياد من بيفت و بدان هر جا برسم به يادت خواهم باريد ........

تاوراريش

سلام از اينکه به ما سری زدی ممنون وب خوب وبه قول ما اهل دل داری دادشی شاد باشي وسلامت دلت خندون وچشمات مملو از شادی

عبدالله

سلام ای عاشق دوستان من هم يک دوسته جيگر سوخته شما هتسم و خواستم که در اين سايت بسيار قشنگ و دل نشين شما چيزی بنوسم و از شما تشکر نمايم که شما با بسيار زحمات که کشيده ايد و اين سايت را ساخته ايد تشکر مينمايم بسيار زياد تشکر در آينده من با شما خواهم بود و با شما در تماس خواهم شد . دوست عاشق دوست شما عبدالله بيگزاده